درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
یک مرد۸۰ساله میره پیش دکتربرای چکآپ دکتردر مورد وضعیتش میپرسه و پیرمردباغرور جواب میده:هیچوقت به این خوبی نبودم با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم وحالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه.دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه:خب بذاریه داستان برات تعریف کنم من یه نفررومی شناسم که شکارچی ماهریه.یه روز که می خواسته بره شکاراشتباهی چترش رو به جای تفنگش برمیداره و میره توی جنگل،همینطورکه میرفته جلو یهو یه پلنگ وحشی ظاهرومیاد به طرفش شکارچی چتررومی گیره به طرف پلنگ وبنگ،پلنگ کشته میشه ومیافته روزمین پیرمردباحیرت میگه:این امکان نداره،حتمایه نفردیگه پلنگ رو با تیر زده.دکتر یه لبخند میزنه و میگه:دقیقامنظور منم همین بود
از احوالات مهاجرت
شیخی را از احوالات مهاجرت پرسیدند، بگفت هم چون شب اول قبر ماند و هرکسی را بسته به سنگینی نامهی اعمالش حکمی دگر است. لیک اهل سلوک فرموده اند که هفت مرحله دارد و مرتبت هرکدام را ندانی مگر از آن مرحله به سلامت بیرون آیی و اگر مرد راه نباشی به خوان هفتم نرسی.
اول- نیت: آن لحظه است که مهاجر به ستوه می آید و عزم هجرت می کند .از این نقطه فرد از خاک خود کنده شده است و ولوله ی عزیمت در جانش افتاده و به جرگه ی مهاجرین پیوسته است. از مناسک این مرحله سعی بین صفا و مروه و دویدن به دنبال وکیل و انتظاردر صف طویل درب سفارت و دار الترجمه و آزمون آیلتس و تافل و نوافل و ال و بل است و این خود اول قدم است.
دوم- استجابت: زمانی است که صبر مسافر به بار می نشیند و مهر ویزای بلاد خارجه بر پاسپورت وی کوبانده می شود. مهاجر در این مرحله خود را پیروز ترین مردمان جهان می داند و هم وطنانش را به چشم کور کچل هایی می بیند که در باتلاق بی فرهنگی و ترافیک و فقر فرو می روند و به خود افتخار می کند که به زیرکی و رندی از این جهنم جهیده است.
سوم- عزیمت: مرحله ی گذاشتن تمام وابستگی ها از خانه و زندگی و متعلقین و متعلقات و دوستان و اقوام است. برخی این مرحله را به مرگ تعبیر کنند. با هجوم خاطرات و دلبستگی ها اندک اندک ترس و تردید در مهاجر فزونی می گیرد. سرانجام وی زندگی اش را در چمدانی جمع می کند و پس از گذشتن از زیر آیینه و قران به سمت ناشناخته رهسپار می شود. فرودگاه امام خمینی آخرین بخش این خوان است.
چهارم- شعف: مهاجر چون در بلاد کفر فرو می آید خود را در بهشتی می یابد سبز و تمیز و منظم، مردمانش خندان و جوی های شراب روان و لعبتکان کون لخت نیمه عریان و مو طلایی شادان در بیکینی از کنار وی عبور می کنند. مردان مسلمان را در این مرحله شعف دو برابر نسوان است و قالباٌ هنوز عرق راه از چهره بر نگرفته بر در عرق فروشی و نایت کلاب و بار و دیسکو و استریپ کلاب صف می بندند تا سیر و سلوک عرفانی خویش آغاز نمایند.
پنجم- بحران هویت: مهاجر تلاش می کند هویت گذشته اش را فراموش کرده و در جامعه ی جدید ذوب شود. وی ناگهان از کلثوم جوراب آبادی سنگ سری اصل تبدیل به کاترینا ماریا سانتا کروز میشود. اگر از جماعت نسوان باشد در این مرحله بطور حتم موههای خود را بلوند می کند و با پوست سیاه سوخته و ابرو پاچه بزی و کله ی طلایی زهرهی هر بیننده ای را می برد. در این مرتبه از سلوک دامنهای کوتاه و بیرون انداختن ران های چاق و سلولیتی و پوشیدن لباس های آلاپلنگی و استفاده مکرر از کلمات اوه مای گاد و اوه شیت از اوجب واجبات می باشد.
ششم- قربت: در این مرحله مهاجراندک اندک متوجه می شود که در دیار جدید غربیه است و به احتمال قوی غریبه هم باقی خواهد ماند و خودش هم چیزی شبیه همان مردم کور کچلی است که از آنها فرار کرده است و هیچ سنخیتی با این مردم خونسرد و مامانی و قد بلند ندارد. جلوی آینه می ایستد وناگهان می بیند که یک شرقی کوتوله و احساساتی و قانون گریز و سیاه سوخته است و با موهای طلایی اش نه تنها شبیه نیکول کیدمن نشده بلکه شبیه هویج شده است. در اینجا مهاجر ناگهان دچار نوستالژی شدید برای کشک بادمجان و دلمه و دیزی با نان سنگک می شود و به یاد بوی ترمه ی خانوم بزرگ و قلیون و مزه انار دون کرده و صدای کت شلواری می افتد و دیدگانش از اشک تر میشود. چون بدینجا رسید شیخ سکوت کرد و دهان از گفتار ببست و آفتابه اش را برداشت و به سمت مبال روانه شد. مریدان پرسیدند هفتمین مرتبت چیست؟ نگاه عاقل اندر سفیهی کرد و گفت: هفتم را هر کس خودش می نویسد....
ok
نهران امروز نوشت:
واژه «اوکی» امروزه یکی از پرکاربردترین واژهها
در بسیاری از زبانهاست و از نظر گسترش در سطح جهانی، جزو بینالمللیترین
واژهها بهشمار میرود. واژه اوکی از کجا آمده؟
آیا روزی بهطور
اتفاقی این واژه به ذهن یک نفر خطور کرد و بعد هم همه شروع به استفاده از
آن کردند و بعد هم جهانگیر شد؟ کتابی نوشته «َلِن مِتکالف» که به تازگی در
این مورد درآمده راهگشای پاسخ به این پرسشهاست. متکالف در این کتاب که
«اوکی: قصه عجیب برترین واژه » نام دارد مدعی میشود که «اوکی» برترین
ابداع انگلیسیزبانان است. این مدعا البته سوالبرانگیز است. «اوکی» چطور
میتواند یک ابداع باشد؟ و آیا این واژه کوچک میتواند از موزیک جاز،
بیسبال و تلفن و انیمیشن «سیمپسونها» هم برتر باشد؟ در واقع پاسخ به پرسش
اول، بله، است.
«متکالف» در جستوجوهای خود برای یافتن نخستین
استفاده از کلمه اوکی به گوشهای گمنام از یک روزنامه چاپ بوستون در تاریخ
۲۳ مارچ ۱۸۳۹ رسیدهاست.
بنا بر تحقیقات این نویسنده، داستان واقعی
«اوکی» از این قرار است: محبوبترین واژه دنیا، زندگی خود را به عنوان یک
شوخی آغاز کرد. روزنامههای آمریکایی در اواخر دهه ۱۸۳۰ به شکل تمسخرآمیزی
کاری را شروع کرده بودند و مخففهای مثلا جالب را چاپ میکردند و یک
مقالهنویس در روزنامه «بوستون مورنینگ پست» هم به عنوان یکی از این
شوخیها، مخففی ساخت به شکل«.o.k». وی برای ساخت این مخفف، شکلی نادرست از
کلمه«all correct» (تماما صحیح) را به صورت «oll korrect» در نظر گرفت و دو
حرف اول آن را به صورت«.o.k» مخفف کرد.
زمانی از این شوخی نگذشته
بود که دشمنان اندرو جکسون، هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده شایعهای
بهراه انداختند که این رئیسجمهور، سواد درست خواندن و نوشتن ندارد و به
عنوان شاهد این مدعا گفتند که وی اگر سواد داشت اجازه نمیداد کلمات غلطی
مانند «اوکی» در رسانههای کشور چاپ شود.
همین، آغاز شهرت و رواج
اوکی بود. چیزی نگذشت که متصدیهای تلگراف قرار گذاشتند تا برای اعلام
وضعیت رفع خطر یا همان وضعیت عادی، از O.K. استفاده کنند و پس از آن دیگر
کسی نتوانست جلوی رواج روزافزون آن را بگیرد و به قول متکالف نخستین
واژهای که روی کره ماه از زبان انسان درآمد هم عملا باید همین «اوکی»
بودهباشد. اما جذابیت بزرگ این کلمه کوچک در چه نهفته است؟
«الن
متکالف» در کتاب خود سعی میکند چند توضیح در این زمینه ارائه کند. به
گفته او خوشآوایی این واژه، قابل تلفظ بودن آن در تقریبا همه زبانها،
کوتاهی و سادگی و تضاد حالت مونث o با حالت مذکر k همه باعث این گیرایی
شدهاست. اوکی امروزه در پیامکهای تلفن همراه حتی به صورت کوتاهتر «k.»
نیز درآمده است.
شاید برخی اوقات شده که شما مدتی پس از ارسال یک ایمیل، متوجه شدهاید
که آدرس گیرنده را اشتباه تایپ کردهاید و این ایمیل از inbox یک کاربر
دیگر سر در میآورد.
در این مواقع شاید فکر کنید با بستن مرورگر یا حتی در موارد مهمتر با از
برق کشیدن رایانه میتوان جلوی ایمیل ارسال شده را گرفت! ولی جیمیل را
نمیشود از برق کشید.
در چنین مواردی دکمه Undo Send که میتواند ایمیل ارسال شده را پس بگیرد، بسیار کارساز است.
گوگل این قابلیت را در مارس 2009 به جیمیل افزود. در آن زمان کاربران فقط 5 ثانیه برای پس گرفتن ایمیلهای ارسالی خود زمان داشتند.
به گزارش ایتنا گوگل مرتباً این مدت زمان را افزایش داده و آن را به 10 ثانیه، 20 ثانیه و اکنون به 30 ثانیه رسانده است.

بر این اساس کاربران 30 ثانیه فرصت دارند تا ایمیلی را که اشتباهی ارسال کردهاند یا مایلند در متن آن تغییراتی ایجاد نمایند، با استفاده از Undo Send پس بگیرند.
برای فعال کردن این ویژگی فوقالعاده مفید، به صفحه settings رفته و در بخش Labs گزینه Undo Send را فعال کنید. سپس بر Save changes در پایین صفحه کلیک کنید.
دادکان در مصاحبه با ایسنا چه گفت؟
امروزه افرادی فهمیدهاند که با دروغ پردازی، ریا و ظاهرسازی و استفاده از کارهای ریاکارانه میتوانند به مقاصد خود که همان اهداف مالی است، برسند.
محمد دادکان که به شهادت بازیکنان همنسلش یکی از بازیکنان با اخلاق فوتبال ایران بود و در تمام دوران بازی حتی یک کارت زرد هم دریافت نکرده اضافه کرد:
فوتبال بخشی از این جامعه است. متاسفانه در این روزها تظاهر و مردم فریبی حرف اول را در جامعه ما میزند و شرایط در باشگاههای ما هم بهتر نیست. کدام باشگاه میتواند ادعا کند که به مسایل فرهنگی پرداخته و اگر باشگاهی را پیدا کردید که مدعی فرهنگ سازی در فوتبال است بدانید که او هم دروغ میگوید!
امروز آدمهای ناتوان که به دنبال آمال و آرزوهایشان هستند، به افراد برچسب منشوری بودن میزنند. نمیتوان با چوب و تکفیر آداب و فرهنگ ایجاد کنیم. آقایان در خفا هزاران مشکل دارند و وقتی کسی در ظاهر اشتباهی میکند میخواهند آبروی او را ببرند. این عین بیدینی است. کسانی که حرف از اخلاق و فرهنگ میزنند، خودشان از همه بدترند. بروید زندگی این افراد را ببینید که چقدر خودشان ناپاک ترند. از ادب و فرهنگ حرف میزنند ولی خودشان سمبل بیادبی و بیفرهنگی هستند.
رفتاری که با علی کریمی و کریمیها میشود دفعش بیشتر از جذب است. زمانی که من رییس فدراسیون فوتبال بودم، بازیکنانی را میدیدم که به خاطر شرایطی که داشتند روزهخواری میکردند ولی من هیچ وقت آبروی این افراد را نبردم. برانکو 4 سال در فوتبال ایران بود. در این مدت در زمان ماه رمضان از خانه که بیرون میآمد تا آخر شب مانند ما مسلمانان رفتار میکرد و این تنها به خاطر فضایی بود که در فدراسیون فوتبال وجود داشت. ما چیزی را زور نمیکردیم و او هم احترام میگذاشت. اگر هم علی کریمی سهوا نوشیدنی را خورده شاید عذری داشته است. شاید مسافتی را طی کرده و دیگر روزه نبوده است. نباید همه چیز را با نیت سو نگاه کنیم.
جوی بوجود آمده که یکی را روزهخوار بدانیم و دیگری را منشوری. این یک موج است. موجی که میخواهیم رویش سوار شویم و سال بعد پول بیشتری بگیریم. خروجی این فوتبال که سالانه 400 میلیارد تومان در آن هزینه میشود چیست؟ آیا میدانید که خروجی این فوتبال صفر است؟ اگر میدانید که گناهتان 10 برابر است و اگر نمیدانید چرا میخواهید با طبل بیصدا مردم را سرگرم کنید. من اگر در این فوتبال سمتی داشتم لیگ را تعطیل میکردم و میگفتم از این پولها خبری نیست. بروید در همان خارج بازی کنید. چرا لژیونرهای ایرانی که در اروپا و امارات بودهاند یکی یکی به ایران برمیگردند. دلیلش این است که در اینجا پول بیشتری به آنها میدهند. من یک دفعه این مسئله را گفتهام و بار دیگر تکرار میکنم. چرا مربی که در زمان ما 13 میلیون تومان پول میگرفت الان 400 میلیون تومان پول میگیرد. این بی درو پیکری فوتبال ایران نیست؟


